شوخی های جالب
- تیرامیسو بیشتر بهش میاد یک نوع قربون صدقه شمالی باشه تا دسر!
- یه فامیل خیلی خجالتی داریم یه شب اومد خونه بابام اینا. شب هم همونجا خوابید. صبح بهش گفتیم بفرما صبحونه گفت ممنون صبحونه خوردم!
- خداییش دقت کردی؟ میری حموم آب داغو وا می کنی چهارصد ساعت وا میستی تا داغ شه! حالا کافیه تو دستشویی اشتباهی آب داغو و اکنی، تو بیست صدم ثانیه میرسه به 120 درجه سانتیگراد.
- وقتی پشت آیفون می پرسی: «کیه؟» 95% مردم میگن «باز کن»، 5% باقیمونده هم میگن: «منم»! سواله می پرسیم؟
- تو خونه ما عطسه کنی کسی نمیگه عافیت باشه، همه میگن بیا، بفرما، لباس کم پوشیدی سرماخوردی!
- یه بار واسم نامه رسید بعد نامه رو باز کردم و هر چی منتظر شدم مثل تو فیلما نویسنده نامه با صدای خودش نامه رو واسم بخونه نخوند! لحظه سختی بود، تمام باورهام فرو ریخت.
- آقا من یه اعتراف دارم! اون بچه مردمی که همیشه پدر مادرتون ازش تعریف می کنن و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم… حلالم کنید.
- یکی از بزرگترین دغدغه های زندگیم اینه که وقتی یکی داره باهام حرف میزنه من باید تو کدوم چشمش نگاه کنم؟ راست؟ چپ؟ وسط پیشونیش؟ دماغش؟ هیچکدام؟
- تو یه پاساژ راه می رفتم که یهو خوردم به یه نفر و اون افتاد زمین. سریع رفتم بلندش کنم و گفتم واقعا عذرخواهی می کنم و وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنی هست که جلوی مغازه میذارن. اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه می کنه و یه لبخند تمسخرآمیز هم رو لباشه. بهش گفتم خنده داره؟ من فکر کردم آدمه. یارو چیزی نگفت، خوب که دقت کردم دیدم همونم یه مانکن دیگه است.
- دوست عزیز به مهمونی یا مسافرت می ری سعی کن خوش بگذرونی، ماموریت عکاسی که نرفتی از هر سکانست عکس می گیری!
- مامانم: پاشو بیا شام بخور
- نمی خورم …
مامانم: باشه نخور!
دو دقیقه بعد: نخور ببینم کجا رو می گیری! سه دقیقه بعد: نخور فشارت بیفته ضعف کنی! چهار دقیقه بعد: نخور از گشنگی بمیری؛ شکل اسکلت شدی از بس غذا نمیخوری! … همش منو دِق بده … بیــــــــــــــا کوووفت کن میخوام جمع کنم…!
- دیروز سر چار راه یه نفر اومد گفت: گل می خوای؟ منم مثل فیلما پنج تومن دادم و گفتم همشو بده. بعد یارو گفت: ببخشید آقا دونه ای چهارتومنه! تو عمرم انقدر تحقیر نشده بودم.
- غیرممکنه توی مدرسه های ایران درس خونده باشی و این جمله رو نشنیده باشی: ببینید همه تون صفر بشین، یه دوزاری از حقوق من کم نمی کنن. همتونم 20 بشین یه دوزاری به حقوق من اضافه نمی کننن
- اتاق دخترا مرتبه تا وقتی که نوبت می رسه به: حالا من چی بپوشم؟
- تفاوت قصه گفتن والدین من با بقیه؛ والدین اونا: یکی بود یکی نبود … یه پری کوچولو بود که …
والدین من: یه روز یه جن از یه قبرستون اومد بیرون و گفت اومدم اون بچه ای که نمیخوابه رو بخورم … منم هر شب غش می کردم ولی اینا فکر میکردن خوابیدم!
لینک ثابت
بازدید : 766
امتیاز : |
|
نتیجه : 0 امتیاز توسط 1 نفر
مجموع امتیاز : 1 |
|